زين العابدين شيروانى

مقدمه و پيشگفتار 38

رياض السياحة ( فارسى )

العارفين بايزيد بسطامى فيض گرفته‌اند لكن به حضور ابو العباس قصاب آملى رسيده دست ارادت و مريدى به او داده است . سلسله چشتيه و ادهميه مؤلف محترم رياض السياحة در صفحهء 337 و 339 دربارهء سلسلهء چشتيه و در صفحهء 342 دربارهء سلسله ادهميه معتقد مىباشد از ناحيهء مقدسهء حضرت امام باقر عليه السلام به‌واسطه ابراهيم ادهم جارى شده است . مؤلف رياض و ساير تذكره‌نويسان مىفرمايند تمامى سلاسل فقر بايد به وجود نازنين مولانا و سيدنا على امير المؤمنين عليه السلام ختم گردد و ايشان را خرقه‌دار عارفان مىدانند چنان كه جناب حافظ حسين كربلائى مىفرمايند : « مقتداى اهل توحيد و عرفان آن حضرت بود و در آن امر صاحب اسرارش كميل بن زياد بود و اين مشهور و معروف است مبدأ سلسلهء جميع اولياء اوست جميع سلاسل مشايخ صوفيه و درويشان به آن شاه اوليا مىپيوندند و سلسله علماى اعلام هم به او منتهى مىشود » « 1 » ولى باز در بين نوشته‌هاى همان تذكره‌نويسان ديده مىشود شخصيتهائى از عرفان را مجاز از ناحيهء مقدسهء ساير حضرات معصومين مىدانند . در حالى كه بايد مشايخ آن سلسله معنعن به سيدنا و مولانا على امير المؤمنين برسند به همين جهت مثلا مىنويسند ابراهيم ادهم از حضرت امام باقر ايشان از حضرت امام سجاد ايشان از حضرت امام حسين ايشان از حضرت امام على عليه السلام دربارهء جناب معروف كرخى هم اين‌طور سند درست كرده‌اند ايشان از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر ايشان از امام صادق ايشان از امام باقر عليهم السلام تا امير المؤمنين على ( ع ) كه اين نحو انتساب را گفتيم نسبت تلقين ذكر و صحبت است . ابراهيم ادهم مسلما با يكى از ذوات مقدسه معصومين يا چند نفر از بزرگواران عليهم السلام معاصر بوده‌اند لكن رشتهء انتساب ايشان از وجود نازنين آن معصومين عليهم السلام نيست بلكه ايشان در طريقت از ناحيهء فضيل عياض « 2 » مجاز

--> ( 1 ) روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 436 ( 2 ) طرايق الحقائق ج 2 ص 149